منوی سایت


صفحه اول
 درباره پرتال سپهر
نظرات و پیشنهادات
ارتباط با ما



 اقتصادی تفریحی و خواندنی گالری عکس خانواده مذهبی اجتماعی و سیاسی موسیقی فرهنگ و هنر آشپزی شخصیت ها و بیو گرافی سلامت و پزشکی ورزشی تاریخ ادبیات دانش و فن آوری










     دروغ شکوفه می آورد اما میوه ندارد - مثل آفریقایی

داستانی از کریم خان زند
روزي مردي رو به دربار خان زند مي آورد و با ناله و فرياد مي خواهد كه كريمخان را فورا ملاقات كند. سربازان مانع ورودش مي شوند.. خان زند در حال كشيدن قليان ناله و فرياد مردي را مي شنود و مي پرسد ماجرا چيست؟ پس از گزارش سربازان به خان خان بزرگوار زند دستور مي دهد كه...

 مرد را به حضورش ببرند.مرد به حضور خان مي رسد. خان از وي مي پرسد كه چه شده مرد كه چنين ناله و فرياد مي كني؟ مرد با درشتي مي گويد همه امولم را دزد برده و الان هيچ در بساط ندارم. خان مي پرسد وقتي اموالت به سرقت ميرفت تو كجا بودي؟ مرد مي گويد من خوابيده بودم. خان مي گويد خب چرا خوابيدي كه مالت را ببرند؟

مرد در اين لحظه پاسخي مي دهد كه فقط مردي آزاده عادل و دمكرات چون كريمخان تحمل و توان شنيدنش را دارد. مرد مي گويد من خوابيده بودم چون فكر مي كردم تو بيداري!!!

خان بزرگوار زند لحظه اي سكوت مي كند و سپس دستور مي دهد خسارتش از خزانه جبران كنند. و در آخر مي گويد اين مرد راست مي گويد ما بايد بيدار باشيم. 

نويسنده :
منبع : ایرانیکا

موضوع : ادبیات داستان | تاريخ انتشار : شنبه ۱۷ اسفند ۱۳۸۷ | لينک مطلب | تعداد بازديد اين مطلب : 475 | نسخه چاپي


 

 



صفحه اصلی   درباره پرتال سپهر  شرایط ارائه خدمات   نظرات و پیشنهادات    ارتباط با ما

کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به پایگاه اینترنتی سپهر است
نسخه یک مجله اینترنتی سپهر